تبلیغات
بسیجی

بسیجی
سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست. 
نظر سنجی
آیا آقایان مهدی هاشمی،سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی دادگاهی میشوند؟






[ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 09:59 ب.ظ ] [ حبیب الله بسیجی ]

باسمه تعالی

اهمیت و وجوب امر به معروف و نهی از منكر

 وجوب امر به معروف و نهی از منکر

چرا اسلام و قرآن امر به معروف و نهی از منكر را واجب كرده است ؟

از مجموع آیات و روایاتی كه در موضوع امر به معروف و نهی از منكر وجود دارد استفاده می شود كه اسلام می خواهد همه افراد جامعه اسلامی به گونه ای تربیت شوند كه در برابر رفتار همدیگر احساس مسئولیت كنند زیرا روشن است كه مصالح و سعادت دنیوی و اخروی افراد جامعه به یكدیگر مرتبط است و اعمال و رفتار افراد اجتماع در سرنوشت یكدیگر تأثیر می گذارد و آثار صلاح و فساد افراد ، تنها به خود آنها محدود نمی شود ، بلكه نتیجه مثبت و منفی بسیاری از اعمال اعضای جامعه ، به كسانی بر می گردد كه در آن جامعه زندگی می كنند ؛ برای مثال سود و زیان رعایت یا عدم رعایت قوانین اجتماعی به همه می رسد . كارهای خوب نیكوكاران در سعادت دیگران مؤثر است و كارهای بد بدكاران نیز در جامعه اثر می گذارد و اساساً افراد جامعه ، مانند اعضای یك پیكرند كه اگر یكی از عضوها سلامت خود را از دست بدهد ، دیگر اعضا را نیز با مشكل روبرو می كند . از همین رو ، حتی در جوامع غربی كه فردگرایند و معمولاً در كار یكدیگر دخالت نمی كنند ، درباره ی اموری كه آثار منفی در جامعه دارد و منافع مادی آنان را به خطر می اندازد ، حساسیت نشان داده و درباره این گونه امور ، نظارت و كنترل دارند . از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم  نقل شده است كه فرمود :

یك فرد گناهكار در میان مردم ، همانند كسی است كه با جمعی سوار بر كشتی شود و به هنگامی كه در وسط دریا قرار گیرد ، تبری برداشته و به سوراخ كردن موضعی كه در آن نشسته است بپردازد و هرگاه به او اعتراض كنند ، در جواب بگوید : من در سهم خود تصرف می كنم . اگر دیگران او را از این عمل خطرناك باز ندارند ، طولی نمی كشد كه آب دریا به داخل كشتی نفوذ كرده و یك باره همگی در دریا غرق می شوند .

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  با این مثال زیبا ، منطقی بودن وظیفه امر به معروف و نهی از منكر را مجسم ساخته و نظارت فرد بر اجتماع را یك حق طبیعی می داند كه ناشی از پیوند سرنوشت هاست . بنابراین ، یكی از ادله وجوب امر به معروف و نهی از منكر ، پیوند سرنوشت انسان ها به یكدیگر در دنیاست و علاقه به سرنوشت خود و دیگران اقتضا می كند كه انسان مسلمان ، برای ایجاد جامعه ای سالم - كه سرشار از خوبی ها و تهی از بدی هاست - بكوشد . افزون بر این اسلام به مهرورزی ، مهربانی و دستگیری از انسان های نیازمند ، اهمیت ویژه ای داده است و محبوبترین مردم را كسی می داند كه وجودش برای دیگران سودمند تر باشد . از همین رو ، اموری مانند دستگیری از فقرا و مستمندان ، رسیدگی به بیماران و سرپرستی از یتیمان ، از ارزش والایی برخوردار است . حال كه چنین است آیا ممكن است اسلام به نیازمندی های معنوی مؤمنان بی توجه باشد و آیا ممكن است كه انسان در برابر دیگران مهربان بوده و از این كه آنان به راهی بروند كه پایانش جهنم و غضب الهی است بی تفاوت باشد ؟

پاسخ این دو پرسش منفی است و مهرورزی به دیگران اقتضا می كند كه مؤمنان همواره بر رفتار و كردار یكدیگر نظارت داشته باشند و بكوشند همه آحاد جامعه اسلامی ، آینده ای سعادتمند در بهشت جاویدان داشته باشند و در پی چنین تلاش فراگیری است كه جامعه اسلامی ، مدال بهترین امت را دریافت خواهد كرد :

« كُنتُم خَیرَ اُمَّةٍ اُخرِجَت لِلنّاسِ تَأمُرونَ بِالمَعروفِ و تَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ . . . »؛ شما بهترین امتی هستید كه برای مردم پدیدار شده اید ، به كار پسندیده فرمان می دهید و از كار ناپسند باز می دارید .

جامعه اسلامی در چنین شرایطی ، كه به امر به معروف و نهی از منكر عمل می كند ، به فلاح و رستگاری خواهد رسید .

« ولتَكُن مِنكُم اُمَّةٌ یَدعونَ اِلَی الخَیرِ و یأمُرونَ بِالمَعروفِ و یَنهَونَ عنِ المُنكَرِ و اُلئِك هُمُ المُفلِحون »؛ و باید از میان شما گروهی به نیكی دعوت كنند و به كار شایسته وادارند و از زشتی باز دارند و آنان همان رستگارانند .

در چنین جامعه ای راه ها امن ، تجارت و كاسبی مردم حلال ، ریشه ی هر گونه ظلم و جور خشكیده و زمین آباد می شود و با انتقام گرفتن از دشمنان همه كارها رو به راه می گردد .

تعابیر آیات امر به معروف و نهی از منکر

آیات قرآن با چه تعابیری امر به معروف و نهی از منكر را بیان كرده و این موارد در كدام سوره و آیه آمده است ؟

قرآن كریم با تعبیرهایی گوناگون به موضوع امر به معروف و نهی از منكر پرداخته است :

1.در چند آیه از قرآن تعبیر امر به معروف و نهی از منكر در كنار یكدیگر به كار رفته است مانند آیه 71 سوره توبه :

« والمؤمِنونَ والمؤمِناتُ بَعضُهُم اَولیاءُ بَعضٍ یأمُرونَ بالمَعروفِ و یَنهونَ عَنِ المُنكَرِ . . . » ؛ و مردان و زنان با ایمان دوستان یكدیگرند ، كه به كارهای پسندیده وامی دارند و از كارهای ناپسند باز می دارند .

در آیه 112 توبه ، 157 اعراف ، آیات 104 ، 110 و 114 آْ عمران ، 41 حج و 17 لقمان نیز امر به معروف و نهی از منكر در كنار هم آمده است .

2.در شماری از آیات ، مفهوم امر به معروف و نهی از منكر با تعبیرهایی مانند امر به عدل ( نحل ، آیه 90) امر به قسط ( آل عمران ، آیه 21 ) نهی از سوء (اعراف ، آیه 165 )نهی از فحشا ( نحل ، آیه 90 ) نهی از فساد ( هود ،آیه 116 ) و نهی از اثم ( مائده ، آیه 63 ) بیان شده است .

3.در برخی از آیات به ویژه در قصص قرآنی ، نیز بدون تصریح به واژه معروف یا منكر ، مصادیقی از امر به معروف و نهی از منكر ، به وسیله مصلحان جامعه گزارش شده است ؛ برای مثال قرآن كریم در آیه 63 سوره مائده دانشمندان یهودی و مسیحی را به دلیل این كه مردم خود را از حرام خواری منع نكرده اند نكوهش كرده است . محتوای این آیات بر لزوم امر به معروف و نهی از منكر در جامعه اسلامی و نكوهش و هلاكت امت های پیشین ، بر اثر ترك این دو فریضه دلالت دارد . فقیهان برای وجوب امر به معروف و نهی از منكر به بیشتر این آیات استدلال كرده اند .

وجوب عینی یا کفایی امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منكر واجب عینی است یا كفایی ؟

واجب عینی  - مانند نماز - شامل همه مكلفان شده و با انجام دادن بعضی وجوب آن از دیگران برداشته نمی شود ؛ بر خلاف واجب كفایی - مانند  وجوب دفن انسان مؤمنی كه از دنیا رفته است - كه با انجام دادن برخی از دیگران ساقط می شود .

فقها و مفسران درباره این كه وجوب امر به معروف و نهی از منكر عینی است یا كفایی ، اختلاف نظر دارند و آن را اغلب در ذیل  آیه 104 آل عمران طرح كرده اند :

« ولتَكُن مِنكُم اُمَّةٌ یَدعونَ اِلَی الخَیرِ و یأمُرونَ بِالمَعروفِ و یَنهَونَ عنِ المُنكَرِ و اُلئِك هُمُ المُفلِحون »

اكثر مفسران در این آیه ، « مِنْ » در « مِنكُم » را تبعیضیه دانسته ووجوب كفایی را نتیجه گرفته اند  ؛ یعنی امر به معروف و نهی از منكر بر همه شما واجب نیست ؛ زیرا همه برای این كار شایستگی لازم را ندارند ، بلكه باید گروهی از شما كه با معروف و منكر و شرایط امر به معروف و نهی از منكرآشنا هستند ، به این مهم مبادرت ورزند .

كسانی كه به وجوب كفایی اعتقاد دارند ، افزون بر این كه به آیه فوق استدلال كرده اند ، در وجه كفایی بودن امر به معروف و نهی از منكر گفته اند كه با تحقق غرض شارع ( تحقق معروف و از میان رفتن منكر ) وجوب از دیگران برداشته می شود . استفاده از وجوب كفایی از آیه خدشه پذیر است ؛ زیرا آیه فقط دلالت می كند كه امر به معروف و نهی از منكر بر همه واجب نیست ، چون همه شرایط آن را ندارند و ساقط شدن واجب از غیر واجدان شرایط ، به معنای وجوب كفایی نیست ، چنان كه ساقط شدن وجوب حج از غیر افراد مستطیع دلیل بر كفایی بودن آن نیست .

در برابر ، بعضی فقها با تمسك به عموم آیات و روایات ، به وجوب عینی امر به معروف و نهی از منكر قائل شده اند . مستند آنان آیه 110 آل عمران است : « كُنتُم خَیرَ اُمَّةٍ اُخرِجَت لِلنّاسِ تَأمُرونَ بِالمَعروفِ و تَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ . . . » ؛ زیرا خطاب آیه عموم مسلمانان بوده و وظیفه امر به معروف و نهی از منكر بر عهده همه است . اینان « مِنْ » را در آیه 104 آل عمران « ولتَكُن مِنكُم » بیانیه و  به معنای « كونوا امة » گرفته و خطاب آیه را عام دانسته اند . به نظر می رسد برای اثبات وجوب عینی ، استدلال به شمول و عام بودن خطاب صحیح نباشد ؛ زیرا هم در واجب كفایی و هم در واجب عینی ، خطاب عام است و تفاوت فقط در این است كه در واجب كفایی با تحقق غرض شارع ، وجوب از دیگران ساقط می شود . به علاوه اصولاً اختلاف در عینی یا كفایی بودن این دو فرضیه ، بی ثمر و حداقل كم ثمر است . زیرا در صورتی كه با امر و نهی غرض ( تحقق معروف و مرتفع شدن منكر ) محقق شود و نیز در صورتی كه به مقدار كافی به امر و نهی اقدام شود ، به گونه ای كه قیام دیگران بی فایده باشد ، همه فقها حتی آنان كه وجوب آن را عینی می دانند ، به سقوط وجوب از دیگران قائل اند . با وجود این برخی نتیجه ی این اختلاف نظر را در قالب مثالی این گونه توضیح داده اند : اگر در شهری شخصی نماز نمی خواند یا شراب می نوشد و در آن شهر فقط ده نفر واجد شرایط وجود دارند ، اگر یكی از ده نفر امر و نهی كرد و تأثیر سخن او در حد گمان قوی (ظن ) است - در صورتی كه وجوب را كفایی بدانیم - همین اقدام شخص اول پیش از حصول نتیجه ، وجوب را از نه نفر دیگر ساقط می كند و چنان چه عینی بدانیم ساقط نمی كند .

احتمال دیگر این است كه تنها مرتبه ی نخست امر به معروف و نهی از منكر ، ( انكار قلبی ) واجب عینی باشد ؛ به این معنا كه در قلب از ترك واجب و ارتكاب منكر انزجار داشته باشد ، اما مرتبه دوم ( انكار زبانی ) عینی نبوده و مرحله سوم ( انكار عملی ) نیز كفایی است .

آیه « یا ایُّها الّذینَ ءامَنوا عَلَیكُم أنفُسَكُم... » چگونه با وجوب امر به معروف و نهی از منکر سازگار است؟

آیه 105 سوره مائده كه می فرماید : اگر شخصی مراقب خویش بوده و برای اصلاح خویش اقدام كند لازم نیست نگران عملكرد دیگر افراد جامعه باشد ؛ زیرا هنگامی كه شخص هدایت یافته باشد ، گمراهی دیگران به او ضرر نمی زند : « یا ایُّها الّذینَ ءامَنوا عَلَیكُم أنفُسَكُم لا یَضُرُّكُم مَن ضَلَّ إذا اهتَدَیتُم اِلَی اللهِ مَرجِعُكُم» این آیه چگونه با وجوب امر به معروف و نهی از منكر سازگار است و آیا بر عدم وجوب آن دلالت می كند ؟

در آیه مزبور سخن از هدایت است و انسان آن گاه هدایت یافته است كه به وظایف خویش ، از جمله امر به معروف و نهی از منكر عمل كرده باشد و شكی نیست كه در این مورد ، گمراهی دیگران به او ضرری نمی زند .همچنین در صورتی كه زمینه برای انجام دادن این تكلیف فراهم نباشد گمراهی دیگران به او زیانی نمی رساند . افزون بر این آیه در مقام بیان این واقعیت است كه مؤمنان باید در راهشان ثابت قدم باشند و گمراهی دیگران آنان را متزلزل نسازد ؛ زیرا گمراهی آنان به مؤمنان ضرری نمی رساند ؛ به عبارت دیگر ، انسان باید در انتخاب مسیر حق و تفكر صحیح ، تحت تأثیر جامعه قرار نگیرد . حق ، حق است ، گرچه بیشتر افراد از آن روی بگردانند و باطل ، باطل است گرچه بیشترین افراد به آن روی آورند . هم چنان كه حضرت علی علیه السلام می فرماید : در مسیر هدایت به سبب اندك بودن رهروانش وحشت نكنید . هم چنین این آیه نمی تواند ناسخ آیات وجوب امر به معروف و نهی از منكر باشد ؛ زیرا این آیات ، به روشنی و بدون هیچ ابهامی بر وجوب امر به معروف و نهی از منكر دلالت می كند و روایات و نیز دلیل عقلی ، مؤید این آیه است و بر لزوم این دو وظیفه دلالت می كند . بنابراین آیات امر به معروف و نهی از منكر نسخ را بر نمی تابد.

اهمیت امر به معروف و نهی از منکر

اهمیت امر به معروف و نهی از منكر چگونه از قرآن استفاده می شود ؟

اهمیت و اهتمام لزوم همه ی مسلمانان به این دو واجب به خوبی از قرآن كریم استفاده می شود و در این باره می توان به آیات فراوانی استناد كرد ؛ برای مثال آیه 114 آل عمران ، این دو واجب در كنار ایمان به خدا و آخرت آمده است و در آیه دیگر ، همان گونه كه از برخی اهل كتاب به دلیل ایمان به خدا و آخرت و پذیرش اسلام تمجید می كند ، از آنان به دلیل امر به معروف و نهی از منكر نیز ستایش می نماید و خیلی روشن است كه بیان امر به معروف و نهی از منكر در كنار ایمان ، نشان از اهمیت این دو واجب می باشد : « یُؤمِنونَ بِاللهِ والیَومِ الأخِرِ وَ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ و یَنهونَ عَنِ المُنكَرِ . . .  » . گاهی در این آیات امر به معروف و نهی از منكر پیش از برپا داشتن نماز و پرداخت زكات ذكر شده و توجه و اهتمام به این واجبات ، از ویژگی مردان و زنان با ایمان شمرده شده است  :

« وَالمؤمِنونَ والمُؤمِناتُ بَعضُهُم اَولیاءُ بَعضٍ یأمُرونَ بِالمَعروفِ و یَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ وَ یُقیمونَ الصَّلاةَ وَ یُؤتونَ الزَّكوةَ . . . »؛ و مردان و زنان با ایمان دوستان یكدیگرند ، كه به كارهای پسندیده وا می دارند و از كارهای ناپسند باز می دارند و نماز را بر پا می كنند و زكات می دهند .

هم چنین قرآن كریم امر به معروف و نهی از منكر را سنت و كار خداوند دانسته است :

« إنَّ اللهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ والاِحسانِ و التایءِ ذی القُربَی و یَنهَی عَنِ الفَحشاءِ وَالمُنكَرِ والبَغیِ . . . » ؛ در حقیقت خدا به دادگری و نیكوكاری و بخشش به خویشاوندان فرمان می دهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز می دارد .

بر اساس روایتی از پیغمبر اكرم آمران به معروف و ناهیان از منكر ، جانشینان خداوند در عمل به این وظیفه اند .

 اهمیت امر به معروف و نهی از منكر از آیه 110 آل عمران نیز به روشنی استفاده می شود ؛ زیرا رمز برتری امت اسلامی بر دیگر امت ها معرفی شده است :

« كُنتُم خَیرَ اُمَةٍ اُخرِجَت للنَّاسِ تَأمُرونَ بِالمَعروفِ و تَنهونَ عَن المُنكَرِ . . . » ؛ شما بهترین امتی هستید كه برای مردم پدیدار شده اید ، به كار پسندیده فرمان می دهید و از كار ناپسند باز می دارید .

همچنین از این كه مسلمانان بر اساس آیه 104 آل عمران مأمور شده اند كه برای انجام دادن هر چه بهتر امر به معروف و نهی از منكر ، گروه و تشكیلاتی توانمند فراهم آورند ، اهمیت این دو وظیفه استفاده می شود :

« وَلتَكُن مِنكُم اُمَّةٌ یَدعونَ إلَی الخَیرِ وَ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَ یَنهُونَ عَن المُنكَرِ و اولَئِكَ هُمُ المُفلِحون » ؛ و باید از میان شما گروهی به نیكی دعوت كنند و امر به معروف و نهی از منكر نمایند و آنان همان رستگارانند .

امر به معروف و نهی از منکر در ادیان دیگر

آیا امر به معروف و نهی از منكر در ادیان دیگر هم بوده است ؟

این دو فریضه ویژه اسلام نیست و در شرایع پیشین نیز واجب بوده است . از همین رو ، جمعی از ربانیون ( دانشمندان مسیحی ) و احبار ( دانشمندان یهودی ) كه از گفتار گناه آلود و خوردن حرام نهی نمی كردند ، نكوهش شده اند :

« لَولا یَنهَهُمُ الرَّبَنیِّونَ و الاحبارُ عَن قَولِهِمُ الاِثمَ و أكلِهِمُ السُّحتَ لَبِئسَ ما كانوا یَصنَعون»؛ چرا دانشمندان مسیحی و یهودی آنان را از گفتار گناه (آلود) و حرام خوارگی شان باز نمی دارند ؟ راستی چه بد است آنچه انجام می دادند .

شماری از بنی اسرائیل بر اثر كفر و عصیان و تجاوز از فرمان خدا و به دلیل ترك نهی از منكر از سوی داوود و عیسی علیهماالسلام لعنت شدند :

« لُعِنَ الَّذینَ كَفَروا مِن بَنی إسرائیلَ عَلی لِسانَ داوُدَ و عیسی ابنِ مَریَمَ ذَلِكَ بِما عَصَوا و كانُوا یَعتَدون * كانوا لایَتَناهَونَ عَن مُنكَرٍ فَعَلوهُ »؛ از میان بنی اسرائیل آنان كه كفر ورزیدند ، به زبان داوود و عیسی بن مریم مورد لعنت قرار گرفتند . این ( كیفر ) از آن روی بود كه عصیان ورزیده و ( از فرمان خدا) تجاوز می كردند و از كار زشتی كه آن را مرتكب می شدند یكدیگر را نهی نمی كردند .

بر اساس روایتی از امام باقر علیه السلام ، داوود علیه السلام اهالی شهر ساحلی ایله را - كه به اصحاب سبت معروف اند - و عیسی علیه السلام جمعی از پیروان خود را لعنت كرد كه پس از نزول مائده و غذای آسمانی ، راه كفر را در پیش گرفتند . از داستان اصحاب سبت كه در سوره اعراف ( آیات 163 - 166 ) آمده است استفاده می شود كه امر به معروف و نهی از منكر در میان یهودیان واجب بوده است . جمعی از بنی اسرائیل كه نهی از منكر نمی كردند ، با مرتكبان منكر هلاك شدند و تنها گروهی از آنها نجات یافتند كه وظیفه خود را انجام داده و نهی از منكر كردند. در آیه 116 ، هود بنی اسرائیل را عتاب می كند كه چرا در نسل های پیشین شما جز گروهی اندك ، خردمندانی نبودند كه مردم را از فساد در زمین باز دارند :

« فَلَولا كَانَ مِنَ القُرونِ مِن قَبلِكُم اولو بَقِیَّةٍ یَنهَونَ عَنِ الفِسادِ فِی الاَرضِ » .

از نصایح لقمان به فرزندش نیز استفاده می شود كه امر به معروف در شرایع پیشین واجب بوده است :

« یَبُنَیَّ اَقِمِ الصَّلوةَ وأمُر بِالمَعروفِ وانهَ عَنِ المُنكَرِ واصبِر عَلی ما أَصابَكَ »؛ ای پسر من ! نماز را بر پا دار و امر به معروف و نهی از منكر كن و بر آسیبی كه بر تو وارد آمده است شكیبا باش .

 با این كه از آیات قرآن استفاده می شود این دو فریضه در دیگر ادیان نیز واجب بوده است ، ولی به نظر می رسد امر به معروف و نهی از منكر در شریعت اسلام در مقایسه با ادیان دیگر از اهمیت بیشتری برخوردار است ؛ و از همین رو قرآن كریم یكی از اوصاف پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم را در تورات ، امر به معروف و نهی از منكر بر شمرده است :

« اَلَّذینَ یَتَبِعونَ الرَّسولَ النَّبِیَّ الاُمّیَّ الَّذی یَجِدونَهُ مَكتوبًا عِندَهُم فِی التَّورَةِ و الإنجیلِ یَأمُرونَهُم بِالمَعروفِ و یَنهَهُم عَنِ المُنكَرِ . . . »؛ همانان كه از این فرستاده ، پیامبر درس نخوانده - كه نام او را در تورات و انجیل نوشته می یابند - پیروی می كنند ( همان پیامبری كه آنان را به كار پسندیده فرمان می دهد و از كار ناپسند باز می دارد . . . ) .

شاید اهمیت فوق العاده امر به معروف و نهی از منكر در اسلام از آن روست كه این دین برای همه ی مردم در تمام عصرها تشریع شده است ؛ چنان كه در آیه 28 سوره سبأ خطاب به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم  او را بشارت گر ( بشیر ) و هشدار دهنده ( نذیر ) همه مردم می داند و به تعبیری حوزه ی مأموریت آن حضرت را همه مردم می داند : « و مَا أرسَلنَاكَ إلّا كافَّةً لِلنَّاسِ بَشیرًا و نَذیرًا . . . » .

در سوره آل عمران آیه 19 اسلام را تنها دین پذیرفته شده نزد خداوند معرفی كرده است : « إنَّ الَّدینَ عِندَ اللهِ الاِسلَام » و در سوره احزاب ( آیه 40 ) پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم  را پایان بخش پیامبران بر شمرده است :

« ما كانَ مُحَمَّدٌ اَبا اَحَدٍ مِن رِجالِكُم ولَكِن رَسولَ اللهِ و خاتَمَ النَّبیّینَ » ؛ محمد پدر هیچ یك از مردان شما نیست ، ولی فرستاده خدا و خاتم پیامبران است .

از این رو لازم است همه مؤمنان ، به ویژه دانشمندان در گسترش و حفظ شریعت و دین اسلام بكوشند و با عمل به این دو واجب ، جانشین خدا و پیامبران روی زمین باشند . و اسلام را جاودانه كنند .

معنای امر به معروف و نهی از منکر در آیات 6 و 164 از سوره انعام

بعضی به آیه « لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزرَ اُخریَ » (51) استدلال كرده و گفته اند كه با توجه به این آیه ، دیگر امر به معروف و نهی از منكر چه معنایی دارد ؟

جمله ی « لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزرَ اُخریَ » پنج بار در قرآن آمده است و به این معناست كه هیچ كس در قیامت بار گناه دیگران را بر دوش نخواهد گرفت و به گناه دیگران مؤاخذه نخواهد شد و این به معنای بی تفاوتی در برابر گناه دیگران در دنیا نیست ، آیات امر به معروف و نهی از منكر در صدد بیان این مطلب اند كه مسلمانان باید درباره ی ترك معروف و ارتكاب منكر در جامعه اسلامی حساسیت داشته باشند و در صورت ترك این دو واجب گناه كرده اند . كسی كه به این دو واجب عمل نمی كند ، در قیامت به دلیل عمل نكردن به تكلیف و وظیفه خود مأخذه می شود ، نه به دلیل گناه دیگران . از این رو ، در صورت عمل تكلیف و عدم تأثیر آن ، گناه دیگران در قیامت هیچ ضرری به او وارد نمی كند .

به بیان دیگر ، جمله ی « لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزرَ اُخریَ » در مقام بیان این واقعیت است كه هر كسی در آخرت سرنوشتی جداگانه دارد و در آن جا محال است كه كسی در عمل دیگری سهیم گردد ؛ نه كسی  از ثمره ی كار نیكی كه خودش در آن سهمی نداشته است بهره مند می شود و نه كسی از كیفر گناهان دیگران معذب می گردد ؛ زیرا آخرت « یوم الفصل » است و میان خوبان و بدان جدایی می اندازد . در آخرت ناپاكان را بانگ می زنند كه از مردم پاك جدا شوند : « و‌َامتَزوا الیَومَ أیَّها المُجرِمون »(52) و آیات امر به معروف و نهی از منكر ناظر به سرنوشت مشتركی است كه در زندگی دنیا حاكم است ؛ زیرا زندگی دنیا اجتماعی است و كارهای خوب نیكوكاران در سعادت دیگران و عمل زشت بدكاران در شقاوت دیگران تأثیر دارد و به دلیل همین سرنوشت مشترك است كه افراد اجتماع نباید در برابر ترك واجبات و ارتكاب گناهان بی تفاوت باشند .

 امر به معروف و نهی از منکر و آزادی دیگران

آیا امر به معروف و نهی از منكر دخالت در كار دیگران نیست و آزادی دیگران را محدود نمی كند ؟

از آن جا كه امر به معروف و نهی از منكر جنبه ی فردی ندارد و وظیفه ی اجتماعی است و در روابط انسان با دیگران معنا می یابد ، به گونه ای دخالت در امور دیگران ( امر و نهی شونده ) به حساب می آید . از این رو ، عمل كردن به این دو واجب ، به اجازه و ولایت نیاز دارد و خداوند كه بر همه ی موجودات ولایت دارد ، برای مؤمنان این ولایت و حق قانونی را قرار داده است كه یكدیگر را امر به معروف و نهی از منكر كنند:

« والمُؤمِنونَ وَ المُؤمِناتُ بَعضُهُم اَولیاءُ بَعضٍ یَأمُرونَهُم بِالمَعروفِ و یَنهَهُم عَنِ المُنكَرِ ».

پس خداوند كه ولایت همه ی مؤمنان را بر عهده دارد ، به آنها اجازه داده است كه در برابر رفتار و كردار یكدیگر بی تفاوت نبوده و همدیگر را امر به معروف و نهی از منكر كنند .  از سوی دیگر باید توجه داشت هیچ جامعه ای ، آزادی مطلق انسان را نپذیرفته است و در همه جوامع با وضع قوانین برای آزادی ، حدود و مرزهایی قرار می دهند ؛ زیرا در غیر اینصورت قوام و نظام زندگی از هم می پاشد و جامعه گرفتار هرج و مرج می گردد . البته قوانین هر جامعه ای با جهان بینی و ارزش های حاكم بر آن متناسب است و در اسلام كه كمال و كرامت انسان در بندگی خدا و جلب رضایت حق است ، انسان با ایمان نمی تواند اسارت مؤمن دیگری را در غل و زنجیرهای گناه و نافرمانی خدا ببیند و از كنار آن بی تفاوت عبور كند ؛ به تعبیری می توان گفت كه امر به معروف و نهی از منكر ، نه تنها آزادی انسان را محدود نمی كند ، بلكه آزادی و رهایی اش را از قید و بندهای شیطان و نفس امّاره به او هدیه می كند .

برگرفته از نرم افزار امر به معروف و نهی از منکر موسسه نورالزهراء .




طبقه بندی: فردیات، اجتماعیات، متفرقه، سیاسیات، یادداشتها، فرهنگیات، اخلاقیات،
برچسب ها: عشق، چرایی، اسلام، حیات طیبه، امر و نهی،
[ چهارشنبه 28 دی 1390 ] [ 08:56 ب.ظ ] [ حبیب الله بسیجی ]

 این شیرماده پس از شكار آهو متوجه می شودكه شكارش بارداربوده، او سراسیمه میشود، نخست تلاش میکند تا بچه را نجات دهد، و از دریدن شکارش دست برمیدارد. اما وقتی نمیتواند بچه را نجات دهد بروی زمین در کنار شکارش دراز میکشد، عکاس بعدا پی میبرد که شیر سکته کرده است


.
و در کنار این عکس تصویری از یک صهیونیست با تی شرتی که رویش نوشته
 یک تیر و دو نشان با تصویری از یک زن باردار محجبه
.
بزرگترین گروه های حقوق بشری در دنیا اگر به جای صهیونیستها به دست شیرهای درنده بود خیلی دنیای بهتری داشتیم
 

حیوان با وجدان تر است یا صهیونیست!؟




[ دوشنبه 12 دی 1390 ] [ 03:31 ب.ظ ] [ حبیب الله بسیجی ]

باسمه تعالی

چرایی پرداختن به امر به معروف و نهی از منکر(1)

جهت تبیین این موضوع بایستی دیدگاه و نوع تفکر خود از انسان، جامعه، هستی و نفس معرفت به این موضوع را ابتدائا روشن کنیم تا بتوانیم چرایی این موضوع را دریابیم.علت این امر آن است که اگر ما به این مبانی و مبادی نپردازیم و موضع خود را در این مسائل تبیین نکنیم از مسیر حرکت و نقطه هدف هم تصویر روشنی نخواهیم داشت و تنها موج سوار خواهیم بود که در دنیای شبهات و شکیات امروزی به راحتی دیر یا زود از قافله به در شده و مسیرمان دگر خواهد شد.

این بنده برآنم طی چند یادداشت به تبیین چرایی این مهم بپردازم و نشان دهم که والله العظیم جامعه همان کشتی ای است که اگر یک نفر به خواست خود جای خودش را سوراخ کند همگی غرق میشوند.در واقع ما امر و نهی میکنیم تا هم خود بمانیم و هم به ماندن دیگری و دیگران کمک کنیم و نیز نه هر نوع ماندنی بلکه سالم ماندن در ابعاد روحانی، جسمانی و عقلانی.

اصولا در تبیین فلسفی هر موضوعی سه سؤال اصلی وجود دارد که عبارتند از‌: چیستی،چرایی و چگونگی که همان مطلب هل،مطلب ما و مطلب لم میباشند.از آنجا که مخاطبان آشنایی با چیستی این مهم دارند از پرداختن مستقل به آن خودداری کرده و وارد چرایی موضوع شده ایم.

لکن جهت اتقان مطلب بدانیم و میدانیم که امر به معروف و نهی از منکر از فروعات دین مبین اسلام بوده که در ردیف نماز و روزه و حج و امثالهم قرار دارد و حتی فراتر از این ها؛چراکه امثال شهید مطهری(ره) از آن به اصل مبقیه نظام اسلامی یاد کرده اند و امام خامنه ای (مد ظله العالی) آن را عامل حیات اجتماعی و شرط حفظ نظام اسلامی و عامل اجرایی شدن سایر احکام اسلامی میدانند.

این مهم در غرب(علوم غربی) با مفاهیمی همچون نظارت اجتماعی،سرمایه اجتماعی،مشارکت و مشارکت سیاسی،پلیس خوب و پلیس بد،جامعه مدنی،نهاد های مدنی و امثالهم جایگزین شده است.

امر به معروف و نهی از منکر در بیانی ساده یعنی هرکسی علاوه بر اینکه میخواهد خودش را در مسیر بندگی حفظ کند و سیر کمال را الی الله تعالی دنبال کند؛ به فکر دیگرافراد موجود در جامعه اش هم هست و بنا دارد علاوه بر نجات و فلاح خود دست آنها را هم گرفته و به قدر ما تیسر آن ها را هم با خود همراه کند؛ یعنی اگر معروفی را از آنها متروک دید امر به انجام کند و اگر منکری را در آنها مشهود دید نهی از انجام کند که این مهم حاصل نخواهد شد مگر اولا به معرفت و آگاهی خود این شخص به معروفات و منکرات و ثانیا اهل بودن این شخص در جرگه آمران و ناهیان که بالطبع شرایطی دارد و ثالثا کیفیت اجرا که آن هم شامل شرایطی است.

یک قدم عقب تر برویم: آیا ما واقعا میخواهیم در این زندگی دنیوی مسیر کمال الی الله را دنبال کنیم؟ممکن است بگوییم نه...،آنوقت دیگر نیازی به این مباحث نداریم و بنا به تعریف خود از زندگی در این کره آبی-خاکی دنباله رو یک مسیر خواهیم بود و حال یا با دیگران کاری نداریم و رویکرد فردگراست یا کار داریم و میخواهیم دیگران را هم مثل خودمان کنیم و لذا رویکرد جمع گراست.

این نکته را بدانیم و در ابتدای راه آن را برای خود روشن کنیم که قدرت عقل بشری را در چه حد میدانیم؟ آیا قائلیم که این عقل بشری توان تشخیص و تصمیم گیری و ارائه طریق را تا سرمنزل مقصود در خود دارد؟ حال یا به تنهایی یا با شورایی از عقل ها.

اگر پاسخ مثبت است که نهایتا در طول تاریخ رسیده ایم به مکاتبی همچون مارکسیسم و کمونیسم با مشتقات آنها از یک سو و لیبرالیسم و دموکراسی با مشتقات آنها از سوی دیگر.اینکه آیا این مکاتب و نحله های فکری راه را درست رفته اند یا نه و به چه نسبت قابل توجیه هستند و مباحثی از این دست مدنظر ما و موضوع کلام ما نیست؛چرا که از فرصت بحث خارج است و صرفا در جای جای بحث اشاراتی کوتاه به آن ها خواهیم داشت؛وگرنه در جای خود مباحث بسیار مهمی می باشند.

موضع ما این است که بشریت از حضرت آدم ابوالبشر(ع) تا آخرین نفر که حجت خدا(ع) خواهد بود علاوه بر کم و زیاد قدرت عقلانی خود، نیازمند قدرت دیگری به نام وحی خواهد بود تا بتواند در ترکیبی مناسب و بجا از این دو رسول ظاهری و باطنی، مسیر را تشخیص داده و به سرمنزل مقصود برسد إن شاء الله.

موضع ما این است که آدمی را از خلقتش برنامه و هدفی است و عبث و برای لهو و لعب آفریده نشده است همانگونه که هیچ یک از مخلوقات اینگونه نیست.

موضع ما این است که این مخلوقات،این آسمان ها و زمین،این سیارات و ستارگان همگی مخلوق قدرتی ازلی و ابدی و غیر مادی ولی قابل شناخت و درک به اوصاف هستند که الله نام دارد و همه چیز از اوست و به او باز میگردد و ورای طبیعتی است که اندیشمندان غربی به آن رسیده اند؛قدرتی مابعد الطبیعه که احد و واحد است، صمد است و چون اویی نیست.

موضع ما این است که این انسان از مخلوقات مهم و صاحب اراده الهی می باشد که آمده تا به کمال برسد و این دنیا را مزرعه آخرت میداند و لذا معتقد است سرای آخرت که سرای ابدی اوست از نحوه زیستن در همین دنیای موقتی و فانی حاصل میشود و آن عین عمل او در این است.

موضع ما این است که این انسان مدنی بالفطره و مستخدم بالطبع است و در این حیات اجتماعی خود مسترشد بالطبع است و آمده که حول معصومی،حول انسان کاملی،حول حجت اللهی گرد آید و مدام تلاش کند تا مثل او شود و از این طریق به کمال رسد.

موضع ما این است که این مرشد حجت خداست و معصوم است و نصب الهی است و به عنوان ثقل اصغر آمده تا تفسیری درست و مطابق با تأویل از ثقل اکبر نازل شده از سوی الله سبحانه و تعالی یعنی قرآن کریم  ارائه کند تا این بشریت در مسیر درست گام بردارد و به سلامت به کمال الهی و سرمنزل مقصودش برسد.

موضع ما این است که در این دنیا یک حق وجود دارد که صراط مستقیم است و مابقی هرچه هست باطل است با کم و زیاد در انحرافش و هنر ما این است که در این فضای غبارآلود،از باطل ها عبور کرده و به حق برسیم که حق هم همین است.

موضع ما این است که این حق در دین مبین اسلام موجود است و بر ما فرض است که آن را به نهایت دقت و وسعت بشناسیم و عامل به آن باشیم تا خدای متعال و حجتش از ما راضی بوده و ما هم به کمال مطلوب برسیم؛ پس شناخت دین بر هر فردی از بشریت فرض است و انبیاء و رسولان و امامان و علمای ربانی و به طور کلی "الراسخون فی العلم" آمده اند تا کمک ما باشند در این مسیر البته اگر خود بخواهیم و این وجدان را بصیر کنیم... .

برگردیم به حال: همانطور که اشاره شد امر به معروف و نهی از منکر از فروعات دین مبین اسلام است که بر هر فرد مسلمانی فرض است که آن را به وقتش و وسعش انجام دهد و باید انجام دهد چرا که در واجبات و محرمات عمل به آن واجب است همانند نماز و روزه و فکر نمیکنم کسی در این مهم شکی به خود راه دارد.                                                                                                                                                   ادامه دارد...

 




طبقه بندی: اخلاقیات، فرهنگیات، فردیات، اجتماعیات، متفرقه، سیاسیات، یادداشتها،
برچسب ها: امر به معروف و نهی از منکر، چرایی، اسلام،
[ پنجشنبه 24 آذر 1390 ] [ 04:20 ب.ظ ] [ حبیب الله بسیجی ]

 

 

                                      http://www.rohama.org/fa/pages/content.php?id=874




طبقه بندی: فرهنگیات، فردیات، اجتماعیات، متفرقه، سیاسیات، یادداشتها، اخلاقیات،
برچسب ها: سومالی،
[ یکشنبه 20 آذر 1390 ] [ 07:58 ب.ظ ] [ حبیب الله بسیجی ]
[ شنبه 5 آذر 1390 ] [ 04:32 ب.ظ ] [ حبیب الله بسیجی ]
چقدر خنده داره که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد میگذره !
 
 چقدر خنده داره که صدهزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیارهنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می گذره!
 
چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر میکنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
 
چقدرخنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می کشه لذت می بریمو از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!
 
چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صدسطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه !
 
چقدر خنده داره که سعی می کنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!
 
چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچوقت زمان کافی دربرنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی میکنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!
 
چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان قرآن رو به سختی باور می کنیم!
 
چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!
 
چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو ازطریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می گیره اماوقتی سخن و پیام الهی رو می شنویم دوبرابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر میکنیم.

و ما چقدر کارای خنده دار انجام میدیم اما نه خودمون و نه کس دیگه ای از اون خنده اش میگیره! چرا؟واقعا چرا؟




طبقه بندی: اجتماعیات، سیاسیات، متفرقه، فردیات، فرهنگیات، یادداشتها، اخلاقیات،
برچسب ها: کار، خنده دار، امر به معروف، نهی از منکر، تفکر،
[ جمعه 4 آذر 1390 ] [ 09:57 ب.ظ ] [ حبیب الله بسیجی ]
.: Weblog Themes By mihantemplate :.

درباره وبلاگ

خدایا یادم بده که یادم نره یادت کنم.
ما با ولایت زنده ایم*تا زنده ایم رزمنده ایم.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :